انواع تقاضا و مدیریت بازاریابی

نیاز انسانی، یکی از اساسی‌ ترین مفاهیمی است که در بازاریابی مورد توجه قرار می‌گیرد نیاز انسانی، یعنی چیزی که انسان احساس می‌کند از آن محروم مانده است. این نیازها، متعدد و پیچیده‌اند که می‌توان به برخی از آن‌ها اشاره کرد نیازهای فیزیکی؛ در رابطه با خوراک، پوشاک، وسایل گرمازا و ایمنی، نیازهای اجتماعی مانند احساس تعلق و دلبستگی عاطفی و نیازهای فردی در رابطه با دانش، آگاهی و ابراز وجود مطرح می‌شوند این نیازها به‌ وسیله بازاریاب‌ها پدید نمی‌آیند؛ آن‌ها بخشی از وجود انسان را تشکیل می‌ دهند. وقتی نیازی تأمین نشده باشد شخص، دو راه‌ حل پیشرو دارد به‌ دنبال چیزی باشد که نیاز را تأمین کند و تلاش کند که به ‌نحوی نیاز را تعدیل نموده و شدّت آن‌ را کاهش دهد.

تقاضا چیست؟

در علم اقتصاد، تقاضا برای یک کالا عبارت از مقادیری از کالاها است که خریداران در طی مدت‌ زمان مشخصی با قیمت‌های مختلف به خرید آن اقدام می‌کنند. به‌عبارت دیگر، تقاضا برای یک کالا، به مجموعه‌ای از تقاضاهای افراد خریدار موجود در بازار، اطلاق می‌شود در این تعریف، دو نکته نهفته است؛ یعنی مصرف‌کننده، هم تمایل به خرید و هم توانایی پرداخت بابت خرید کالا را داشته باشد.
انواع تقاضا و مدیریت بازاریابیاگر چنان‌ چه هریک از این دو عامل، وجود نداشته‌ باشد، تقاضا مؤثر نخواهد بود. بنابراین در تقاضای کالا، خانواده‌هایی که واقعا خرید می‌کنند(دارای تقاضای مؤثر هستند) مد ‌نظرند نه خانواده‌هایی که تمایل به خرید دارند. عوامل بسیاری بر مقدار تقاضای کالا تأثیر می‌گذارند که برخی از مهم‌ترین آنها قیمت کالا، درآمد، قیمت کالاهای مرتبط ، سلیقه و رجحان، جمعیت (تعداد خریداران در بازار) تبلیغات، انتظارات درباره‌ی قیمت‌های نسبی آینده و… می باشد.
تقاضا همان نیاز و خواست است موقعی که با قدرت خرید پشتیبانی می شود نیاز، احساس محرومیتی است که از نداشتن یک چیزی به انسان دست می دهد. اما خواست، احساس لذتی است که به واسطه کالا یا خدمت به وجود می آید اما برای رسیدن به آن احساس لذت، مشتری می بایست متقاضی خرید محصول از شرکت بشود و انجام این فرایند بخش مهم عملیات یک شرکت است که بتواند با بهره گیری از ابزارهای مختلف ترویج که عبارتند از تبلیغات، روابط عمومی، فروش شخصی، پیش برد فروش و بازاریابی مستقیم و همچنین کارکرد خود محصول، مشتری را متقاضی شرکت کرده و پس از فروش به ایشان که با به کارگیری تکنیک های خاتمه فروش و بهره گیری از علم روانشناسی صورت می گیرد، با ایشان ارتباط را ادامه داد، و با پیگیری های لازم و اثر بخش و خدمات پس از فروش و سنجش رضایت مشتری در بالا بردن درجات رضایت ایشان از شرکت تلاش کرده و آنها را به مشتریان وفادار تبدیل کند.

انواع تقاضا و مدیریت بازاریابی

مدیریت بازاریابی عبارتست از تجزیه و تحلیل ، طرح ریزی ، اجرا و کنترل برنامه های تعیین شده برای فراهم آوردن مبادلات مطلوب با بازار های مورد نظر به منظور دستیابی به هدفهای سازمان تاکید مدیریت بازاریابی بیشتر بر تعیین محصولات سازمان برمبنای نیازها و خواسته های بازار مورد نظر و نیز استفاده از قیمت گذاری، ارتباطات و توزیع موثر جهت آگهی دادن ، ایجاد محرک و ارایه خدمات بازار است.
انواع تقاضا و مدیریت بازاریابیاگرچه همه مدیران سازمان به نوعی با بازارها سر و کار دارند، مدیریت بازاریابی مسئول رسیدگی به بازار و مشتری برای محصول نهایی سازمان است. مردم و مشتریان مدیر بازاریابی را کسی می دانند که وظیفه اولیه او ایجاد تقاضا برای محصولات سازمان است. اما این یکی از انواع وظایف او می باشد و وظایف دیگری نیز بر عهده او قرار دارند که شامل منظم کردن سطح تقاضا و زمانبندی آن و ارائه مشخصات تقاضا برای دستیابی به اهداف سازمان است بعبارت ساده تر مدیریت بازاریابی مدیریت تقاضاست. سازمان سطح مطلوبی از معاملات یا بازارها را در نظر می گیرد که در هر مقطعی از زمان ممکن است سطح تقاضای واقعی پایین تر یا بالاتر از این سطح مطلوب یا مساوی با آن باشد.
مفهوم راهبردی بازاریابی، تمرکز مدیریت بازاریابی را از مدل حداکثر کردن منافع شرکت به مشارکت‌های راهبردی، تثبیت موقعیت شرکت بین فروشندگان و مشتریان در زنجیره ارزش، با هدف ایجاد ارزش برای خریداران تغییر داده است این مفهوم بازاریابی بدون مرز نام گرفته‌ است.
نباید بازاریابی را به ‌مفهوم قدیمی آن، یعنی فروش(معرفی و فروش محصول) درنظر آورد؛ بلکه باید به ‌مفهوم نوین آن، یعنی برآوردن نیازهای مشتری توجه کرد ما بازاریابی را نوعی فرایند اجتماعی و مدیریتی می‌دانیم که بدان وسیله، افراد و گروه‌ها می‌توانند از طریق تولید ایجاد و مبادله‌ی محصولات و ارزش‌ها با دیگران نیازها و خواست‌های خود را برآورده سازند. در نمودار زیر مفاهیم اصلی بازاریابی، رسم و رابطه‌ی آن‌ها با یکدیگر نشان‌ داده شده‌ است همانطور که در نمودار مشخص است، هریک بر پایه و اساس دیگری قرار‌دارد.
بنابراین جوهره‌ی بازاریابی، سه اصل اساسی دارد:
۱) ایجاد ارزش برای مشتری
۲) ایجاد مزیت رقابتی
۳) تمرکز بر نیازها و خواست‌های مشتری

انواع تقاضا

انواع تقاضا و مدیریت بازاریابیهمواه سازمان، سطح مناسب و مطلوبی از تقاضا را مد نظر دارد. اما در هر زمان، ممکن است تغییراتی در سطح تقاضا پیش‌بیاید. در جدول زیر، انواع تقاضا و وظیفه بازاریابان در هر مقطع برای تعدیل تقاضا همراه با نام رسمی هر وظیفه مشخص گردیده است.
۱)تقاضای منفی :در تقاضای منفی معمولا به‌ دلیل نگرش منفی نسبت به تقاضا، تمایل برای خرید محصول وجود ندارد. بازاریابان، به‌خصوص زمانی‌که عرضه مازاد وجود دارد در جهت بالا بردن تقاضا تلاش‌هایشان را متمرکز می‌کنند در این حالت، وظیفه بازاریابان این است که تقاضای منفی را به مثبت و به سطحی مساوی عرضه برسانند این وظیفه را بازاریابی تبدیلی می‌نامند.
۲) نبودن تقاضا : حالتی است که مردم نسبت به محصول بی‌اعتنا و بی‌توجه‌اند وظیفه بازاریابان در این حالت، ایجاد انگیزه در خریدار برای خرید محصول است آن‌ها با اقداماتی متفاوت باید سعی در ترغیب مشتریان به خرید کالا بنمایند این وظیفه را بازاریابی ترغیبی می‌نامند.
۳) تقاضای پنهان : وضعیتی که تقاضای شدیدی از طرف متقاضیان برای محصولات وجود‌ دارد؛ ولی فعلا وارد بازار نشده است در اینجا وظیفه بازاریاب این است که با مهارت، در شناسایی این‌گونه زمینه‌ها تلاش کرده، و در صدد توسعه و پرورش محصول یا خدمت برآید؛ که مردم خواهان آنند این وظیفه را بازاریابی پرورشی می‌نامند.
۴) تقاضای تنزلی : وضعیتی که در آن تقاضا برای محصول مورد نظر کمتر از دوره‌های قبل پیش‌‌بینی می‌شود و در آینده نیز ممکن است کمتر شود. وظیفه بازاریابان در این شرایط این است که از طریق یافتن بازارهای جدید، جلب مشتریان، نوآوری و ابتکار در تولید، توزیع، قیمت‌گذاری و حتی شیوه‌های تبلیغاتی، سطح تقاضا را احیاء کنند این وظیفه را بازاریابی احیایی می‌نامند.
انواع تقاضا و مدیریت بازاریابی۵) تقاضای فصلی : حالتی که ظرفیّت عرضه در بعضی فصل‌ها بیشتر و در فصول دیگر، کمتر از تقاضا است. به‌عبارت دیگر، وضعیّت عرضه و تقاضا، نامنظم است در این حالت وظیفه بازاریاب هماهنگی تقاضای نامنظم با عرضه است. در بعضی از موارد الگوی تقاضا را به ‌سادگی می‌توان با ایجاد انگیزه، تبلیغات و ترفیعات تغییر داد و آن‌ را تعدیل نمود این وظیفه را بازاریابی تعدیلی می‌نامند.
۶) تقاضای کامل : وضعیتی است کاملا مطلوب، که در آن، تعادل عرضه و تقاضا برقرار است در این حالت، مدیران بازاریابی باید در حفظ و نگهداری وضعیت موجود هوشیارانه تلاش کنند؛ زیرا تغییر الگوی مصرف می‌تواند مشکل‌ساز باشد این حالت بازاریابی محافظتی نام دارد.
۷) تقاضای بیش‌از حد : حالتی که بازاریاب با مازاد تقاضا روبروست و قادر به جواب‌گویی این تقاضا نمی‌باشد بازاریابان باید با تلاش تضعیفی سعی کنند تقاضا را کاهش داده یا مشتریان را دلسرد کنند این امر، از طریق افزایش قیمت و یا تغییر در کیفیت و خدمات امکان‌پذیر است این حالت بازاریابی تضعیفی است.
۸) تقاضای ناسالم : در این حالت مصرف‌کننده متقاضی کالایی است که می‌تواند مضراتی را برای او و جامعه به‌همراه داشته باشد در این صورت، بازاریابان باید به مقابله برخیزند، و سعی کنند تقاضا را کاهش داده و حتی کاملا متوقف کنند؛ مانند تقاضا برای مواد مخدر مشروبات الکلی و غیره این وظیفه را بازاریابی مقابله‌ای می‌نامند.

، ،

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.