نقش تبلیغات

علیرضا حسن زاده مدیر روابط عمومی موسسه اعتباری ثامن اظهار کرد : تحقیقات و پژوهش های مختلفی که صورت گرفته نشان می دهد نیمی از تبلیغات به هدر می رود و فقط نیمی از آن ها تاثیر مناسب می گذارد.

حسن زاده ادامه داد : تدوین برنامه های تبلیغاتی بایستی با در نظر گرفتن عوامل تاثیر گذار در فرآیند تصمیم گیری مشتریان بانکی _ از جمله عوامل آمیخته بازاریابی، عوامل محیطی مانند عوامل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و موقعیتی جامعه، خصوصیات فردی مشتریان بانکی و یا عوامل روانی و شخصیتی و اهداف بازاریابی سازمان، انجام شود.

وی اشاره کرد : روابط عمومی بایستی مدلی را برنامه ریزی و طراحی کند که در این مدل برنامه ریزی تبلیغات بر اساس شناسایی عوامل درونی و بیرونی سازمان و تاثیرات متقابل آنها بر یکدیگر با نظرخواهی از اهالی فن و با استفاده از مفاهیم منطقی فاز بندی شده اجرا گردد.

حسن زاده افزود : این مطلب را از یاد نبریم که «انسان امروز زیر بمباران شدید تبلیغات زندگی می کند. امروزه یک فرد در یک جامعه مدرن تا ۶۵ سالگی حدود ۲ میلیون آگهی می بیند. به تعبیری حدود ۵/۱ سال از عمر خود را صرف دیدن آگهی های تبلیغاتی تلویزیونی می کند که بدون تردید تاثیر شدیدی در روان و ارتباط او با افراد می گذارد.»

دکتر حسین ابراهیمی مقدم روان شناس و استاد دانشگاه می افزاید: «هدف کلی تبلیغات معمولا اقناع و مصرف است و معمولا از رسانه های همگانی بیشترین اقناع را دارد.»

دکتر ابراهیمی مقدم ادامه داد : «مشخص شده است که یک آمریکایی متعارف هر سال ۱۵۵۰ ساعت تلویزیون نگاه می کند، ۱۱۶۰ ساعت رادیو گوش می کند و ۱۸۰ ساعت مجله مطالعه می کند. بنابراین، او بیش از ۳۰هزار رسانه را بررسی کرده است. حال، در جامعه ما این رقم به نصف (۱۵هزار) می رسد.

ما اگر در هفته حدود ۳۰ ساعت تلویزیون تماشا کنیم بیش از ۱۰۰ آگهی در روز خواهیم دید و ۱۰۰ تا ۳۰۰ آگهی از سایر رسانه ها: رادیو، تلویزیون، روزنامه، مجله، تابلوی اعلانات، پوستر، برچسب روی سپر اتومبیل، آگهی در اتوبوس، تاکسی، مترو و چیزهایی از این قبیل دیده می شوند.

وی افزود : برای این که تبلیغ، موفق از آب درآید باید قبل از آن یک سری کارها درست انجام شود از جمله: کالای خوب، توزیع مناسب، قیمت مناسب و غیره. آنگاه باید از تبلیغ انتظار داشت.

جنبه های اقتصادی تبلیغ هر روزه در محافل جامعه شناسی و ارتباطات مطرح شده و مورد نظر قرار می گیرد و می تواند منجر به تغییراتی حتی در افکار عمومی شود.
به عنوان مثال این تاثیرات را در پی دارد:

  • تشویق به مصرف هر چه بیشتر، دستیابی به رفاه و آسایش شخصی و خانوادگی به هر قیمت حتی به قیمت اطناب و یا تلف کردن منابع به صورت ریخت و پاش، نیاز کاذب، ایجاد حرص و ولع سیری ناپذیر و دایمی، احساس کمبود، تخریب محیط زیست و غیره از کارهای معمول آگهی های بازرگانی است.
  • تبلیغات می توانند به تقویت روحیه فردگرایی، لذت جویی، کامروایی شخصی، برتر انگاشتن خود نسبت به دیگران، تقلید از افراد و فاصله گرفتن از دیگران منجر شود.
  • از خودبیگانگی، تردید و دودلی، مسخ فکری و فرهنگی و بی توجهی به سنت ها، میراث های فرهنگی- تاریخی. ممکن است عوارض تبلیغات باشد. البته در صورتی که این تبلیغات فقط صرفاً منافع فرد تبلیغ کننده را در پی داشته باشد.
  • تبلیغات غالباً معطوف به اهداف، مزایا و منافع آنی و کوتاه مدت است .
  • در تبلیغات معمولاوضعیت، طبقاتی مکنت و ثروت عامل موثر در هدفگیری مخاطب است. در تبلیغات اگر براساس ماهیت خود صرفاً منافع مادی مد نظر باشد ممکن است به افت و تنزل خصلت های انسانی، تضعیف حق همدردی و همدلی، مشارکت و در نهایت انزوای اجتماعی فرد منجر شود. متاسفانه در بعضی تبلیغات، منع تبلیغ لزوماً به آنچه که می گوید اعتقاد ندارد و میان اخلاق و سود، غالباً دومی را انتخاب می کند و بالاخره این که تبلیغات تجاری عموماً با احساس انسان سروکار دارد.

، ،

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.