کمپین تبلیغاتی نندازمین

فعالان محیط زیست برای فرهنگ‌سازی موضوع نینداختن زباله در محیط شهری دائم در حال راه‌اندازی کمپین‌های گوناگونی هستند . ازجمله این کمپین‌ها ، کمپین #نندازمین است .
به گزارش مجله رصد رسانه ، در این کمپین گروه ایده‌پردازی با اجرای راهکارهای تبلیغاتی مختلف مخاطبان را به رعایت نظافت شهری و محیط زیست تشویق کرده‌اند . برای اجرای این کمپین از رسانه‌های محیطی و شبکه‌های اجتماعی بهره‌برداری شده‌ است .
دکتر حامد پازکی ، مشاور بازاریابی و تبلیغات درباره کمپین اجتماعی # نندازمین می‌گوید : ما ایرانی‌ها هر سال حدود ۲۰میلیون تن زباله تولید می‌کنیم که ۸۰درصد آن در شهرها تولید می‌شود . یعنی اگر زباله‌های تولیدی شهرها را بخواهیم با تعداد حدودی ۱۷ میلیون خودروی موجود در کشور با وزن متوسط یک پراید ۹۰۰ کیلویی مقایسه کنیم ، به اندازه وزن کل خودروهای کشور فقط در شهرهای ایران سالانه زباله تولید می‌شود . حالا اگر هر فردی یک مشت زباله را هم در خیابان بیندازد ، تصور کنید ، شهر به چه شکلی درخواهد آمد .
وی ادامه داد : بخش مهمی از این حجم زباله به خود بازاریابی و تبلیغات برمی‌گردد ، ما فرهنگ مصرف‌گرایانه را شکل داده‌ایم و ابزاری برای پیشبرد مصرف‌گرایی و برداشت بی‌حد و حصر از منابع طبیعی و زوال طبیعت هستیم ، پس اشکالی ندارد که گاهی به گذشته‌مان بیندیشیم . با این پیش‌مقدمه هنوز زود است که در مورد کمپین #نندازمین قضاوت کنیم .
این مشاور بازاریابی و تبلیغات ، اظهار داشت : این یک کمپین اجتماعی با نگرش مسئولیت‌پذیری اجتماعی برای یک شرکت تجاری‌ است . برای شرکت تجاری دیده شدن اسم و برجسته شدنش در این کمپین مهم است و به همین دلیل این کار را می‌توان یک CSR در شاخه بازاریابی تعریف کرد . همان‌طور که اسم این شرکت در همه فعالیت‌ها مخصوصا کیسه‌های زباله مخصوص ماشین که به شهروندان اهدا شده کاملا برجسته است و این نشان می‌دهد کمپین در راستای یکی از اهداف بازاریابی شرکت است که قالب تبلیغاتی نیز به خود گرفته است . با تمام این توصیفات کمپین اجرا شده با توجه به بازخوردها به نظر تا به حال موفق عمل کرده ‌است .
پازکی خاطر نشان کرد : یک اثر اجتماعی را قبل از شکل‌گیری یک موج اجتماعی نمی‌توان سنجید ، فعلاً در این کمپین یکسری تبلیغ ATL با کمی چاشنی اجتماعی اجرا شده و هنوز به بازخورد نرسیده است و برای قضاوت زود است . یعنی در این کمپین تا به امروز گوینده از پشت بلندگو شعارش را فریاد زده است اما مردم هنوز شعار را تکرار نکرده‌اند که به یک عمل اجتماعی تبدیل شود.
وی درباره رسانه به‌کار رفته در این کمپین می‌گوید : رسانه‌های جدید در آژانس‌های سنتی و مخصوصا آژانس‌های صاحب رسانه، یک چالش جدی است. تقریباً مرسوم‌ترین کار در این دست کمپین‌ها، همین هشتگ‌سازی و ویدئوی خودمانی‌سازی است. قسمت زیبای کار در این کمپین پخش کیسه‌های زباله مخصوص ماشین (که به شهروندان اهدا می‌شد) توسط خود عوامل است اما هنوز کاری متمایز که باعث شود یک موج اجتماعی به راه بیفتد ساخته نشده و به اصطلاح کمپین رمق ندارد.
اجرای همزمان خیلی از تاکتیک‌ها باعث از بین رفتن‌شان می‌شود، اگر کمپین با استراتژی عملیاتی مبتنی بر فازهای تاثیر در افکار عمومی و نه به‌صورت کمپین‌های سنتی جلو می‌رفت، شاید مثل کمپین مردمی من #بین_خطوط می‌رانم، تاثیرگذارتر می‌شد و کمتر نمایشی به نظر می‌رسید. نکته مهمی که این کمپین به راحتی از کنارش گذشته است، زبان است.
پازکی افزود : لحن دستوری «نندازمین» (ننداز زمین) است که شبیه انگشت اتهام به سوی «دیگری» است ، این لحن پدرسالارانه و امری است. همانند خیلی از کارهای شهرداری تهران که با لحنی امری به مردم می‌آموزاند که بین خطوط برانند، خطوط سفید را ببینند، جاهای خالی تهران را پر نکنند و ده‌ها نمونه مشابه که می‌تواند باعث غیر‌اجتماعی شدن ایده و هشتگ کمپین شود .
وی درباره تاثیرگذاری چنین کمپین‌هایی بر تغییر رفتار مخاطبان می‌گوید : قبلا هم گفتم، این کار، حداقل از جنس حساس شدن تبلیغات نسبت به محیط زیست شهری است که در صورت تداوم و نفوذ می‌تواند جامعه را نیز درگیر کند. حالا چه موضوع زندگی روزمره و نظافت شهر باشد و چه موضوع عمیق باشد و به اصل تولید زباله و اکوسیستم کره زمین بازگردد. همین که شرکت به این سمت‌ها رفته یعنی دغدغه بهتر شدن جامعه و محیط‌ زیست را دارد و باعث می‌شود حداقل خود ما تبلیغاتچی‌ها کمتر زباله بیندازیم، حتی اگر به موج مردمی نرسد.
پازکی درباره شیوه ویروسی شدن کمپین #نندازمین و اینکه آیا امکان دارد استفاده نکردن از چهره‌های مشهور در ویدئو باعث کاهش اثربخشی آن شود، می‌گوید: واگیردار شدن به ذات و مکانیزم عملکرد ویروس بازمی‌گردد. تخصصی در خصوص کمپین‌های وایرال ندارم، اما دیده‌ام در ایران آگهی‌هایی که هنرپیشه‌ها و خیلی از چهره‌ها در آن حضور دارند، دیگر تاثیرشان را از دست داده‌اند و بیشتر به ابزاری برای دیده شدن نه اثر‌گذاری و موج‌سازی تبدیل شده‌اند .
این مشاور بازاریابی در پایان می‌گوید : اگر این پیام از شمال شهر به دل شهر برود و به جای اینکه به طور مثال در شمال بزرگراه مدرس تهران، در بیلبورد باشد به نوشته‌ای مانند بیمه دعای مادر یا… که اغلب توسط صاحبان خودرو‌ها در اتومبیل‌ها نصب می‌شود، تبدیل شود، به یک عمل اجتماعی گیرا تبدیل خواهد شد یا اینکه حداقل اگر پیام مانند هشتگ‌های جامعه مجازی‌نشین تبدیل و معروف شود، می‌توان گفت که کمپین اثربخش بوده است .

، ،

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.